نقش زنان در حفاظت از محيط زيست
 
نيمي از جمعيت جهان را زنان تشكيل مي دهند. اما نقش زنان در توسعه و پيشرفت جوامع ، بسيار بيش از يك نيمه است. دامان مادر اولين مدرسه اي است كه هر كودك، علاوه بر الفباي عشق خوب و بد زندگي آشنا مي شود. پس گزافه نيست اگر نقش و سهم زنان را در پي ريزي آينده جوامع بسيار بيش از يك نيمه بدانيم.
 
زنان همواره ارتباط نزديكي با محيط‌زيست دارند و به‌صورت مستقيم يا غيرمستقيم از آن بهره‌مند مي‌شوند. بنابراين، بجاست كه به فعاليت‌هاي زيست‌محيطي توجه ويژه داشته باشند. زنان مي‌توانند مسير بسياري از رفتارهاي پرخطر بر ضد محيط‌زيست را تغيير دهند. اگر زنان از مشكلات و معضلات زيست‌محيطي و روش‌هاي مقابله با آنها آگاه شوند، تأثير بسياري در كودكان، اعضاي خانواده و اطرافيان خود خواهند گذاشت. آنان مي‌توانند علاوه بر مراقبت از كودكان و كار در خانه و بيرون از خانه، نقش نگهبان محيط‌زيست را هم ايفا كنند.
 
اما مهمترين نقش هاي زن در محيط زيست عبارتند از:
 
 الف) زنان، عامل اصلي انتقال فرهنگ زيست محيطي به نسل هاي آينده هستند نظر به اين كه پرورش نسل و تربيت فرزندان بر عهده زنان است ، كودكان از آغاز تولد، شيوه زيستن فرهنگ و راه و رسم ارتباط با محيط را از مادر مي آموزند. چنانچه فرهنگ زيست محيطي در ميان مادران تعميم يابد و زنان ما قانونمندي اكوسيستم را بشناسند، در آن صورت به خوبي مي توانند اين ميراث معنوي را به فرزندان خود منتقل كنند. به اين ترتيب درمي يابيم كه انتقال فرهنگ مناسب زيست محيطي علاوه بر فطرت و غريزه شخصي زنان بستر و ابزاري نيز مي خواهد كه بايد ضرورتاً در اختيارشان قرار گيرد. زن محروم از امكانات قادر به انتقال يك فرهنگ مناسب نخواهد بود.
 
ب) زنان به دليل نقش مهمي كه در مديريت خانه دارند مي توانند برنامه ريزان اصلاح محيط زيست در خانه و محله خود باشند.                                         
ج) زنان به دليل نقش چشمگيري كه در كشاورزي دارند قادرند در كاهش مصرف سم و استفاده بهينه از كود در حفظ محيط زيست تأثير گذار باشند. زنان روستايي حتي اگر رئيس واحد بهره برداري كشاورزي نباشند قطعاً شريك اصلي همسر خود در انجام كارهاي كشاورزي هستند و از اين رو مي توانند در تصميم گيري خانواده در زمينه ميزان و شيوه مصرف سم و كود به خوبي دخالت كنند.
 
د) زنان عاملان انتقال ميراث معنوي و دانش سنتي زيست محيطي هستند كه بايد از نو كشف و مورد بهره برداري مناسب قرار گيرد.
 
ه) زنان عامل اصلي اصلاح فرهنگ مصرف هستند به دليل نقش مهمي كه زنان در اداره خانه و پرورش و تربيت كودكان دارند. طبيعتاً فرهنگ مصرف كه نقش ويژه اي در اصلاح رفتار زيست محيطي دارد در خانه و بين افراد خانواده به وسيله زنان شكل مي گيرد. به مثال هاي زير توجه كنيد:
 
·   اگر زنان از فرهنگ مناسبي در زمينه مصرف آب برخوردار باشند با انتقال اين فرهنگ به اعضاي خانواده مي توانند سالانه ۱۵۰هزار ليتر آب در خانواده خود صرفه جويي كنند.
 
·   زنان مي توانند به نوجوانان بياموزند كه از ترددهاي غيرضروري با خودروي شخصي اجتناب نمايند و با تشويق و ترويج استفاده از وسيله نقليه عمومي، موجب كاهش اكسيد نيتروژن و دي اكسيد گوگرد شوند.
 
·        اشاعه كاستن از مصرف برق در خانواده كه ميزان دي اكسيد گوگرد توسط نيروگاهها را كاهش مي دهد.
 
·   تشويق خانواده به كاهش مصرف افشانه ها و خريد يخچال بدون C.F.C ، علاوه بر كاهش گازهاي گلخانه اي و پالايش هوا از بزرگتر شدن حفره لايه اوزن جلوگيري مي كند.
 
·        صرفه جويي در مصرف كاغذ و دستمال كاغذي كه در جلوگيري از نابودي جنگلها بسيار مؤثر است
 
·        استفاده منطقي از شوينده ها و كاهش مصرف آنها، از آلوده شدن سفره آبهاي زيرزميني مي كاهد.
 
 استفاده كمتر از پلاستيك و ظروف يك بار مصرف كه پانصد سال وقت براي تجزيه آنها لازم است، در صورتي كه در سطوح گسترده اي به آن عمل شود به حفاظت محيط زيست كمك شاياني خواهند كرد. اگر زنان براي نظافت خانه ،شستشوي خودرو، تفكيك زباله در مبدأ و استفاده مجدد از زباله تر براي تهيه كود آلي و دهها مورد ديگر، برنامه زيست محيطي مناسبي داشته باشند. بخش عظيمي از مشكلات زيست محيطي حل خواهد شد.
 
اما در رسيدن به اين اهداف و با داشتن توانايي هاي زنان بي شك مشكلات عديده اي در راه آنان قرار گرفته است. مهمترين مشكلاتي كه زنان در ايفاي نقش خود در محيط زيست دارند امروزه به عينه ديده مي شود به طوري كه در حال حاضر تقريباً زنان در همه كشورها سهم كمتري در تصميم گيري ها و برنامه ريزيهاي توسعه و محيط زيست دارند و از اين نظر دسترسي آنان به آموزشهاي رسمي و غيررسمي محدود است و به دليل كارهاي بسيار و ساعتهاي طولاني فعاليت در خانه، محل كار، روستاها و مزرعه، فرصت بهره گيري از آموزشهاي همگاني را ندارند.سهم آموزشهاي همگاني در بحث محيط زيست ناكافي و نامناسب است و رسانه هاي گروهي بويژه تلويزيون، سرمايه گذاري لازم را براي اين امر حياتي نمي كنند. اگرچه هميشه در رسيدن به سرمنزل مقصود راه صعب است و مشكل، و ليكن مي بايست برای حفظ و صیانت محیط زیست با اينگونه مشكلات مبارزه كنند.
 
            واحد محیط انسانی
 
اداره كل حفاظت محيط زيست خراسان شمالي