فهرست مطالب
 
عنوان
صفحه
مقدمه
1
محیط زیست وعلوم زمين
2
1- زمین شناسی و زندگی گیاهی
4
متالوفيت ها
4
2- بررسي اثرات زيست محيطي در ارتباط با عمليات اكتشاف منابع معدني
6
1- 2- بررسي هاي هيدروليكي
7
1-1-2- تست هاي ردياب
7
2-1-2- تست هاي پمپاژ بلند مدت
7
3- 1- 2-  تست هاي تزريق
7
2-2- عملیات اکتشافی
8
1-2-2-  چاه های عمودی و تونل ها
8
2-2-2- عملیات تخلیه
8
3-2-2- حفاری
9
4-2-2- کاواک های آزمایشی
9
3- بيماري‌هاي ناشي از آلودگي در معادن
10
گرم شدن جهاني
14
1- اثر گلخانه ای
15
2- علامت هایی از زمین
16
پی آمدهای گرم شدن جهانی
17
1- ناپدید شدن یخها
17
2- عادت کردن به شرایط جدید زندگی
18
3- طوفانها و توفندها
19
4- زندگی موجودات زنده
20
چگونه CO2 را کنترل کنیم
21
بدن و خاک
22
منابع
27

 
مقدمه:
    خداوند كسى است كه زمين را براى شما جايگاه امن و آرامش قرار داد و آسمان را همچون سقفى؛ و شما را صورتگرى كرد، و صورتتان را نيكو آفريد؛ و از چيزهايى پاكيزه به شما روزى داد؛ اين است خداوند پروردگار شما! جاويد و پربركت است خداوندى كه پروردگار عالميان است‏!
                                                                                                                       (غافر آيه 64)
       روز جهانيزمين‌پاك، روزي است كه در آن بسياري از مردم جهان به پاكسازي محيط زيست مي‌پردازندو به حفظ آن كمك مي‌كنند. طبل‌نوازان سراسر جهان طي دعوتي اينترنتي و هماهنگ در اينروز به اجراي نواهايي مي‌پردازند.اما در كشور ما با اينكه حدود پنج سالياست كه در اين روز، همايشها و سمينارهايي با حضور استادان زمين‌شناسي و محيط زيستبرگزار و راههاي پاك نگاه‌داشتن زمين مورد بحث و گفت‌وگو قرار مي‌گيرد، اما مردمهنوز هم غايبان بزرگ اين روز هستند.         مهمترين دلايل آلوده شدنزمين كه توسط همين مردم روي مي‌دهد، فقدان آموزشهاي اصولي در زمينه تمييز نگه داشتنزمين است كه متاسفانه اين آموزشها هيچگاه به صورت جدي به مردم داده نشده و اثرات آن را مي‌توان در جنگلها و دشتهاي كشور پر زباله مشاهده كرد.
      
زمين آلوده حالاديگر دغدغه مردمي شده، كه مي‌خواهند چند ساعتي در طبيعت خستگيهاي شهرهاي آلوده را به در كنند. اما تنها نامگذاري دوم ارديبهشت به عنوان روز زمين پاك، نمي‌تواند ضامنپاكيزه نگه داشتن شدن زمين باشد.گمان نكنيم كه مشكلات زیست محیطی براي آينده است و به زندگي كنوني ما هيچ ارتباطي ندارد. اين مشكلات حالا و با ماست. تصميم بگيريم و عمل كنيم. پروفسور پری می‌گوید: ما همه ماهیانی هستیم که در یک آب شنا می‌کنیم!
 محیط زیست وعلوم زمين:
  بر اساس اصل پنجاهم قانون اساسي،
      " در جمهوري اسلامي، حفاظت از محيط زيست كه نسل امروز و نسلهاي بعد بايد در آن حيات روبه رشد داشته باشند، وظيفه عمومي تلقي ميگردد.لذا از اين رو فعاليتهاي اقتصادي غيراز آن كه با آلودگي محيط زيست يا تخريب غيرقابل جبران آن ملازمه پيدا كند،ممنوع است. " 
       در شروع قرن بيستم، زمين و منابع آن بي نهايت فرض مي شد. هنوز انسان به بلندترين قله ها دست نيافته بود. عمق اقيانوسها را نديده بود و مناطق بكر و دست نخورده در سرتاسر زمين به وفور يافت مي شد. هم اكنون در آغاز قرن بيست و يكم تمام دنياي فيزيكي زميني را  به صورت نقشه در اختيار داريم و منابع ناچيز آن را نيز محاسبه كرده ايم، نتيجه تكان دهنده است:  منابع زمين محدود و ظرفيت برد هر اكوسيستمي مشخص است. طبيعت زمين با سرعت بي سابقه، رو به نابودي است. روند رو به شد تخريب منابع و محيط زيست زمين و افزايش روز افزون پيامدهاي دخالت انسان در طبيعت، اقدامات علمي و آگاهانه مردم و دست اندركاران همه ملل را مي طلبد. راه حل هاي حفاظتي بسيار پيچيده شده اند و نياز به برخوردهاي همه جانبه دارند تا بتوانند ابزارها و پيشنهادهاي ديگر رشته ها را نيز به كار ببندند. در اين ميان هر قدر سرزميني از پيچيدگي و غناي بيشتري برخوردار باشد به همان نسبت رهيافت ها نيز نياز به دقت و توجه بيشتري دارندو حتي بهترين قوانين و سياست ها، اگر براي مردم توجيه نشوند، كار آمد نخواهند بود. زمين منشاء علوم زميني و ميراث چند بيليون ساله آن است. زمين شناسان نيز مانند محققين ساير رشته ها در تلاشند تا با بررسي ها و مطالعات علمي و فني، سهم خود را درباره نجات كره خاكي ما ادا كنند. آيا شما هم فكر مي كنيد كه زمين يك موجود زنده است ؟ زمين شناسي محيطي را مي توان زير مجموعه اي از دانش محيط زيست به شمار آورد. در اين حوزه، مديريت منابع زمين شناختي از جمله منابع انرژي و سوخت هاي فسيلي، كاني هاي صنعتي و منابع آب مورد بررسي قرار ميگيرند. علاوه بر اين، مباحثي مانند استفاده مناسب از محيط در دفع مواد زايد ، مخاطرات زمين و همچنين محدوديت هايي كه محيط برمهندسي سازه هاي مختلف اعمال مي كند در اين شاخه از علم محيط زيست طرح مي شوند. از علميترين زير شاخه هاي زمين شناسي زيست محيطي ميتوان به زمين شناسي پزشكي، ژئوبوتاني، مخاطرات زمين و ... اشاره كرد. منابع معدني بيماريزا و آلوده كننده منابع استخراجي پرتوزا ، آلودگي منابع آب در خلال مراحل مختلف معدنكاري ( اكتشاف ، استخراج و فن آوري مواد معدني ) و ... موضوعاتي مهم در تحقيقات زمين شناسي زيست محيطي اند. امروزه پروژه هاي بزرگي در سراسر جهان با توجه به اهميت فراوان مسائل زيست محيطي مطرح است که به اهم آن در عناوین زیر اشاره و جهت اطلاعات بیشتر به شرح برخی از آنها پرداخته می شود:
 
1-  زمین شناسی و زندگی گیاهی:
 
گياهاني كه از نقطه نظر خاك شناسي محدود به موقعيتهاي بومي بسيار خاص مي باشند، مثل آنها كه در رخنمونهاي سرپانتينيتي سرشار از فلزات سنگين و باطله هاي معدني رشد مي كنند و يا گياهاني كه زمين هاي آلكالي و نمك دار (بسيار شور ) و آهكهاي سرشار از كلسيم را به عنوان رستنگاه خود انتخاب مي كنند، فرصتهاي مطالعاتي منحصر به فردي را در اختيار محققان قرار مي دهند تا ضمن بررسي رابطه زندگي اين گياهان با عوامل زمين شناختي مربوطه ، به گونه اي مطلوب و بهينه از اين پتانسيل ها در زمينه هاي مختلف به خصوص تكنولوژيهاي زيست محيطي بهره مند شوند.
گياهاني كه در خاكهاي سرشار از فلزات رشد مي كنند بواسطه توانايي بالاي آنها در نگهداري و ذخيره فلزات به عنوان ابزاري به منظور برطرف نمودن آلودگي خاكها مورد استفاده قرار مي گيرند . در چنين مواردي حفاظت از اين گياهان خودرو و نيز بررسي و تحقيق در زمينه مكانيسم هاي بيولوژيكي كه اين گياهان را مستعد پذيرش و ذخيره سازي مقادير زيادي از برخي فلزات مي نمايد اهميت مي يابد .
متالوفيت ها :
        متالوفيت معرف گونه هاي مختلف گياهي كه در مناطق سرشار از فلز رشد و نمو مي كنند ميباشد. متالوفيت ها در پژوهش هاي ژئوبوتانيك به خاطر خصوصيات ويژه اي كه دارند ، ارزش كليدي داشته و گونه هاي گياهي متنوعي را شامل مي شوند .
        در بين گونه هاي مختلف متالوفيتها، آن دسته كه قابليت ذخيره سازي نوع خاصي از فلزات را دارند بيشتر مورد توجه قرار مي گيرند، به عنوان مثالAlyssum murale گونه اي است كه به عنوان اولين تكنولوژي اقتصادي در حذف و استخراج نيكل از خاك هاي آلوده و يا معادن متروكه معرفي شده است. Arabidopsis halleri  گونه ديگري از متالوفيت ها است كه تجمع زياد روي در آن ديده  مي شود و در واقع اين گياه نوعي Zn-hyperacumulator محسوب مي شود .
         مكانيسم مورد قبول درخصوص اين استعداد ويژه در گياهان مذكور بر پايه مكانيسم هاي مولكولي است كه براي گونه هاي مختلف به صورت مجزا مورد بررسي قرار مي گيرد .
به خاطر اهميت و نقش ويژه متالوفيتها در مسائل زيست محيطي ، حفاظت از آنها كه در خلال فعاليتهاي معدني مورد تهديد انقراض قرار مي گيرند نيز ضروري به نظر  ميرسد .
اين گياهان بواسطه سازگاري فوق العاده با تمركز فلزات در تكنولوژيهاي زيست محيطي در سه زمينه مختلف مورد استفاده قرار مي گيرند :
1- Phytoextraction : در اين خصوص از متالوفيتهايي كه قابليت تجمع بالاي فلزات را در بافتهاي  مختلف خود از جمله در واكوئل ها دارا مي باشند (hyperaccumulators) در پاكسازي خاكهاي آلوده استفاده مي كنند.
 2- Phytostabilization : متالوفيت ها را براي بي تحرك كردن و تثبيت فلزات در خاك و باطله هاي معدني سرشار از فلزات آلاينده و مسموميت زا بكار مي برند.
3- Rhizofiltration : در اين تكنولوژي از متالوفيت ها براي خارج كردن فلزات و آلاينده ها از آب و فاضلاب هاي صنعتي استفاده مي كنند .
متالوفيتها همچنين به عنوان پتانسيلي براي معدنكاري حائز اهميت اند . آنها در بعضي موارد نشانگرهاي ژئوبوتانيكي هستند كه مي توانند براي تعيين لايه هاي زيرسطحي سرشار از فلز در مناطقي كه مورد بررسي هاي اكتشافي مي باشند ، مهم وكليدي تلقي شوند.
معادن متروكه همواره مسائل و مشكلات زيست محيطي زيادي را به همراه داشته اند كه اصلاح اكولوژيك اين مناطق با استفاده از گياهان بومي نواحي مذكور به منظور پاكسازي منطقه از فلزات مسموميت زا و آلاينده ، علاوه  بر اينكه به عنوان روشي كم هزينه و اقتصادي در ايمن سازي زيست محيطي آنها مطرح است ، دوستي و نزديكي صنعت و معدن را با طبيعت و محيط زيست به گونه اي شگفت انگيز به نمايش مي گذارد .
       پروژه مشترك AMIRA كه به عنوان يك پروژه بين المللي بوسيله انستيتوهاي تحقيقاتي در استراليا،جنوب آفريقا و آمريكاي لاتين در اين خصوص مطرح شده است، اصلاح اكولوژيك خاك هاي آلوده با مس را  در مناطق مختلف با اقليم مديترانه اي مورد بررسي قرار مي دهد و تحقيقات وسيعي را روي متالوفيتها انجام داده است .
تحقيقات ديگري نيز در اين زمينه انجام شده است ، در سال 2002 در باغ گياه شناسي Kew Royal مطالعاتي روي متالوفيتها صورت گرفت كه نقش مهم آنها را در رفع چالش هاي زيست محيطي مورد بررسي قرار داد .
2- بررسي اثرات زيست محيطي در ارتباط با عمليات اكتشاف منابع معدني:        
   ارتباط گوناگون بين حوزه هاي آب زيرزميني،ذخاير خاكي و مراحل مختلف معدنكاري وجود دارد.اثرات زيست محيطي شديدي اغلب در مراحل بررسي فني و اقتصادي آشكار مي شود .
 
1- 2- بررسي هاي هيدروليكي:
1-1-2- تست هاي ردياب: از خطرات اين روش وارد شدن مواد ردياب و راديواكتيو در منطقه است كه از اين مواد بايد در غلظت هاي كم استفاده شود. در اين تست ها از رنگ هاي فلورسانس، مواد راديواكتيو، محلول هاي نمكي و گرده افشاني استفاده مي شود. اسفاده از رنگ هاي فلورسانس و روش گرده افشاني، خطرات زيست محيطي به همراه ندارد .
 
 2-1-2- تست هاي پمپاژ بلند مدت:  در اين روش پايين بودن سطح آب هاي زيرزميني در مجاورت يك چاه باعث خسارت موقتي به چاه كناري مي شود. با استفاده از كنترل هاي گسترده مي توان از خطرات اين روش كاست، خسارت جانوري و گياهي در اين روش محدود است .
3- 1- 2-  تست هاي تزريق: تغيير موقتي رژيم آب هاي زيرزميني و مشكل همساز بودن آب تزريقي با محيط زيست  منطقه از تأثيرات اين روش است. دراين تست ها جهت استحكام و قابليت تزريق چاه هاي زهكشي استفاده  مي شود .
 2-2- عمليات اكتشافي
1-2-2- چاه هاي عمودي و تو نل ها :
    اين روش باعث زهكشي و رسوخ آب به لايه هاي داخلي مي شود . براي مقابله با اين مشكل بايد بعد از پايان كار سمت تونل و دهانه چاه بسته شود و شفت ها بايد مجهز به وسايل ايمني و نگهدارنده باشند. با توجه به اينكه چاه هاي حفر شده قادر به ذخيره سازي مقداري آب هستند بايد در مقابل عوامل آلوده كننده آب از آنها محافظت شود. تمام موارد ذكر شده در مورد چاه هاي آزمايشي نيز بكار ميرود .  
 2-2-2- عملیات تخلیه:   
       از تأثيرات اين روش مي توان به مشكلات ناشي از پسماند فلاشينگ و ذخيره سازي مواد حفاري در چال هاي آزمايشي و تونل ها، فرسايش مواد توسط باد، رسوب و نشست مواد به داخل منابع آب كه باعث آلودگي آب مي شود، اشاره كرد . پيشگيري هاي لازم جهت ذخيره مواد خطرناك، جلوگيري از ايجاد گرد و غبار، جمع آوري پساب حين بسته بندي، نظارت در حين استخراج و همچنين با  چمن كاري و ايجاد كمربند سبز از فرسايش خاك مي توان جلوگيري كرد .
3-2-2- حفاری:  
     از تأثيرات اين روش مي توان به مشكلات صوتي ناشي از حفاري به صورت اختلال در زندگي انساني و حيواني ، ايجاد آلودگي در آب هاي زيرزميني در صورت حفر چاه نزديك محل حفاري، بالا آمدن سطح نمك در خاك ، كاهش كيفيت منابع بكر، درگير بودن سرمته ها در مناطق نيمه خشك با فسيل ها و آب هاي زيرزميني، خطرات ناشي از استفاده از مواد شيميايي، خطرات ناشي از ذخيره سازي نامناسب سوخت و مشكلات ناشي از گودال ها و چاه هاي حفر نام برد. براي مقابله و پيشگيري از اين خطرات مي توان از وسايل و ابزار فني مناسب مانند شيرهاي تنظيم فشار و ترازوهاي مخصوص ،‌اجراي روش هاي حفاري و زمين شناسي با دقت و جزئيات زياد، جمع آوري پساب هاي حاصل از عمليات حفاري و فلاشينگ، تميز كردن سايت حفاري و برگرداندن آن به شرايط اوليه، استفاده كرد .
 4-2-2- کاواک های آزمایشی:
     از تأثيرات اين روش مي توان اثرات ناشي از برداشت خاك و آسيب به پوشش گياهي منطقه را ذكر كرد و براي جلوگيري از اين خطرات مي توان به پر كردن چال هاي حفر شده توسط خاك هاي خارج شده، اشاره كرد. 
3- بيماري‌هاي ناشي از آلودگي در معادن:
 
        عواملي كه منجر به مرگ، صدمات جدي و يا معلول شدن معدنچيان شده اند، مي توانند ريشه در مسائل بهداشتي هم داشته باشند از جمله اين عوامل مي توان به گرد و غبار، گازهاي معدن و سرو صدا و غيره اشاره كرد كه تأثير آهسته و كند آنها در ابتداي كار قابل تشخيص نيست و قرباني به تدريج خود را با سيستم شنوايي و تنفسي معيوب يا بينايي وفق مي دهد ، بنابراين مادامي كه اين صدمات پيشرفت نكرده و يا ديد و سيستم شنوايي وي توسط پزشك معاينه نشده است ، خود بيمار متوجه نخواهد شد . در تمام موارد ، صدمات وارده قابل جبران نيست و در مورد خسارات ناشي از گرد و غبار حتي اگر محل كار بيمار از محيط پرگرد وغبار تغيير كند ممكن است وضعيت بدتر هم بشود بطور مثال مي توان سرطان ريه ، مزوتليوما ، سرطان مثانه ، بيماري لوسمي ، سرطان خون ، تالكوز ، برونشيت مزمن،  اختلالات دستگاه عصبي ، نارسايي كليه ،‌صدمه ديدن عملكرد دستگاه توليد مثل در مردان و غيره را نام برد كه مصداق كارگراني مي باشد كه با تالك ،‌آزبست يا پنبه نسوز ، سرب ، ‌گرد ذرات زغال سنگ و در معرض گرد و غبار و غيره قرار دارند . بيماري هاي ذكر شده كه به عبارتي مي توان آنها را بيماري هاي شغلي نام نهاد معمولا"كمتر از واقع تشخيص داده   مي شوند و گاهي اوقات اغلب آنها از نظر باليني و آزمايشگاهي با ساير بيماري هاي مزمن كه علت هاي غيرشغلي دارند ، قابل تفكيك نيستند . مثلا" سرطان ريه اي كه در اثر آزبستوز (پنبه نسوز) ايجاد مي شوند از نظر باليني و از نظر آسيب شناسي كاملا" شبيه سرطان   ريه اي است كه در اثر سيگار ايجاد شده است ودر برخي موارد نادر رابطه علي بين تماس شغلي و بيماري ايجاد شده را مي توان از روي علائم باليني تشخيص داد . بالاخره تشخيص كمتر از واقع بيماري هاي شغلي ، ‌منعكس كننده لزوم برگزاري بيشتر دوره هاي آموزشي بهداشتي در زمينه طب شغلي است .
        بنابراين يكي از مسائلي كه پزشكان با آن روبه رو هستند  تشخيص صحيح بيماري هاي ناشي از آلودگي هاي معادن در معدنچيان مي باشد كه اين تشخيص نه تنها به درمان و در صورت نياز ، جبران خسارت بيماران مربوطه كمك مي كند بلكه هشداري است به مقامات بهداشتي براي پيشگيري از بروز بيماري هاي مشابه در بيماراني كه در تماس با همان ماده قرار دارند. جدول ذيل اشاره به نام وعامل بيماري ها و نوع معدن و كارگاه معدني دارد كه به صورت مختصر ارائه شده است :
 
نام بيماري
عامل بيماري
نوع معدن و كارگاه معدني
سيليكوز
سيليس(SiO2)
معادن سيليس، كارگاه شن شويي، صنايع فلزي وسراميك وكارخانه هاي سيمان
تالكوز(Talcosis)
تالك
معادن تالك، صنايع فرآوري تالك
برنشيت و پنوموني (ذات الريه) و آسم (التهاب مجاري تنفسي)
دي اكسيد گوگرد
(SO2) وآلاينده هاي جوي
معادن زغال سنگ و معادن بيتومين و مخازن نفتي
تنگي برونش ها (گرفتگي راه هاي تنفسي)
اكسيدهاي سولفور
(SOX)
معادن زغال سنگ، نيروگاه هايي كه با سوخت زغال كار مي كنند و معادن بيتومين (قيرهاي طبيعي)
خيز ريوي (تورم راه هاي تنفسي) Pulmonary edeme
اكسيدهاي نيترو‍ژن
(NOx)‍‍
خروج از وسايل موتوري در معادن، نيروگاه هايي كه با سوخت فسيلي كار مي كنند
سرطان ريه
هيدروكربن هاي چند حلقه اي معطر
خروج گاز و دود از موتورهاي ديزلي موجود در معادن، دود سيگار
آسم و آماس(التهاب و آلرزي بيني) Asthma Rhinits
مواد آلرژي زا
گرد وغبار موجود در معادن و معادن گچ
انسداد مزمن راههاي هوايي
SO2
معادن زغال سنگ و معادن بيتومين و مخازن نفتي
التهاب مجراي تنفسي فوقاني(بيني)
افزايش غلظت ازن
مناطق جنوبي در معادن درتابستان ها و هواي گرم
هيپوكسي(Hypoxemia) و بيماري آرتريواسكلروتيك قلب، كم خوني و هموگلوبينوپاتي، انسداد مزمن ريوي، ترومبوآمبوليسم
CO و تركيب مونواكسيد كربن با هموگلوبين(COHb)
خروج گاز CO از وسايل موتوري و ماشين آلات موجود در معادن
اختلال دستگاه قلب عروق و دستگاه عصبي
دي اكسيد كربن
(CO2)
در كليه معادني كه تهويه ندارند
متهموگلوبينمي(Methemoglobinemia)، نيتروزامين ها(nitrosamines) با علائم كبودي لب ها و پوست 
نيترات يا نيتريت
هنگامي كه ميزان نيتريت يا نيترات موجود در آب آشاميدني معادن بيش از 10 ميلي گرم درليتر باشد
پيگمانتاسيون غيرطبيعي پوست، هيپركراتوزيس، احتقان مزمن بيني، دردهاي شكمي، مزمن قلبي، پاي سياه(black foot)، گانگرن(قانقارياي)اندام هاي انتهايي، سرطان پوست، ريه ها، غدد لنفاوي، مغز استخوان، مثانه، كليه و كبد و پروستات كه با آرسنيك در تماس هستند . 
آرسنيك
معادن طلا كه در اثر آتشباري و انفجار، آرسنيك از گوگرد جدا ميشود و به صورت آزاد وجود دارد. همچنين در معادن زرنيخ و رآلگار به صورت سيانور
اختلال هاي ذهني، اتاكسي(عدم تعادل)اختلال در راه رفتن، در تكلم ، محدود شدن ميدان بينايي و اختلال در جويدن و بلع
جيوه
در معادن و مناطقي كه ماده معدني سينابر با آتشباري استخراج ميشود
كرامپ و درد شكم، اسهال، بيماري هاي كليه، سرطان پروستات
كادميوم
در اثر نفوذ كادميوم در آبهاي آشاميدني معادن
سرطان ريه
ذرات كربن
خروج گاز از موتور ديزلي
آزبستورين و نئوپلاسم هاي ناي، برونش و شش، مزوتليوما(Mesothelioma)
الياف آزبست
معادن آزبست(پنبه كوهي)
نئوپلاسم بدخيم مثانه(سرطان بدخيم مثانه)
مواد و ذرات منتشر شده از كوره زغال كك
كارگران واحدهاي فرآوري و كوره زغال
نئوپلاسم بدخيم مثانه و ناي و برونش و شش
ذرات رادون
تماس مستقيم معدنكاران با مواد راديواكتيويته
كم خوني آپلاستيك(كم خوني كه منشأ مغز استخوان دارد)
تي . ان . تي
(T.N.T)
توليد مواد منفجره
گرانولوسيتوز(كاهش سيستم دفاعي بدن)
فسفر
معادن فسفات P2O5  و صنايع توليد مواد منفجره
آنسفاليت سمي(التهاب بافت مغز)Toxic encephalitis
سرب
كارخانه هاي فرآوري سرب و   ريخته گري
پاركينسون
منگنز
منگنز
بيماري هاي شغلي
گرد زغال
معادن زغال سنگ و بيتومين
تأثير سروصدا بر گوش داخلي
سروصداي زياد
آلودگي هاي صوتي در معادن
مزوتليوما(سرطان پرده پوشاننده ريه)
عناصر سمي
لباس هاي آلوده كارگران معدني در معادن سرب
اختلالات دستگاه عصبي
حلال ها
كارگران معدني كه با حلال ها سروكار دارند
سرطان مثانه
رنگ
كارگران معدني كه با رنگ سروكار دارند
لوسمي يا سرطان خون
بنزن
پرسنل و كارگران معدني كه با بنزن سروكار دارند
نارسايي كليه، صدمه ديدن عملكرد دستگاه توليد مثل
سرب
معادن سرب
نقص عضو، از دست دادن اعضاي بدن
غيراستاندارد بودن مواد ناريه و دستگاه سيم برش الماسه و ...
در معادن سنگ هاي تزئيني
 
 
  محیط زیست وعلوم زميندارای بخش‌های زير می‌باشد که به شرح برخی از عناوین آنها (*) پرداخته می شود :
  گرم شدن جهاني:
       در روزهاي گرم تابستان، گاهي از خود مي‌پرسيم: " آيا امسال تابستان گرمتري از سال پيش نداشتيم؟" شايد واقعا همينطور باشد. پديده" گرم شدن جهاني"، از مشكلات زيست محيطي انسان است كه اگر به فكر جدي براي مهار آن نيفتد، سياره خود را با خطرات جدي روبرو كرده است. اما واقعأ گرم شدن جهاني چيست و چگونه به وجود مي‌آيد؟ گرم شدن جهان بستگي به اين دارد كه انرژي خورشيد چقدر به زمين مي رسد و چقدر از آن باز مي‌تابد. گاهي ممكن است انرژي خورشيد كه به اتمسفر مي‌رسد، بوسيله ابرها يا گرد و غبار يا قطرات اسيد سولفوريك حاصل از فعاليت هاي آتشفشاني به تله بيافتد و نتواند از اتمسفر خارج شود. به علاوه گاهي انرژي جذب شده به وسيله زمين، به صورت حرارت به محيط پس داده مي‌شود و باز در اتمسفر بوسيله گازهاي خاصي گير مي‌افتد. نتيجه، در هر دو حال افزايش دماي اتمسفر زمين است.
1- اثر گلخانه اي:
       در يك روز آفتابي، داخل يك گلخانه، گرمتر از بيرون است نور از شيشه ها به درون  ميتابد و بوسيله زمين، گياهان و گلدان هاي درون، جذب مي شود. آنها در مقابل، گرما آزاد مي كنند. اما چگونه؟ تابش زير قرمز با طول موج بلندتر از نور مرئي، نمي تواند از درون شيشه عبور كند و به خارج از گلخانه برود. وقتي اين اشعه به دام افتد، دماي گلخانه بيشتر و بيشتر مي‌شود. در اتمسفر، مولكولهاي كربن دي اكسايد مشابه شيشه هاي گلخانه عمل مي كنند. نور به سطح زمين مي رسد، گرمش مي كند و در مقابل زمين اشعه زير قرمز تابش مي كند.اما مولكول هايي مانندCO2 ،H2O ،   CH4،  N2Oو فلور و كلروكربن ها، اين اشعه را نگه مي دارند و در نتيجه گرما در اتمسفر باقي
ميماند. دانشمندان معتقدند كه هم اكنون زمين گرم شدن جهاني زيادي را تجربه مي كند.
        سؤال اساسي اين است :اين گرم شدگي چقدر خواهد بود؟ چه موقع رخ ميدهد؟ و نهایتأ برچه چيزهايي اثر مي گذارد؟
       مدل هاي تغييرات آب و هوايي هر روز با دلايل مستحكم تري ثابت مي شوند. بيشتر آنها نشان ميدهند كه ميانگين دماي جهان حداقل به اندازه  0.5 درجه سانتي گراد تا سال 2030 افزايش مي يابد. با اينكه تغيير دما به نظر جزئي مي آيد تاثيرات آن عظيم است. اين تخمين بر اساس ميزان گازهاي گلخانه اي كه تا كنون در اتمسفر وجود دارد، انجام شده و يكي از بزرگترين ناشناخته‌‌هاي ما اين است كه جوامع چگونه در مقابله با اين مشكل عمل خواهند كرد؟ آيا ما حاضر هستيم به خاطر حفظ سياره كوچكمان و زندگي موجودات آن و حتي زندگي خودمان، عوض شويم؟
2- علامت هايي از زمين: هيچ شكي نيست كه زمين گرم و گرمتر مي شود. سوال اساسي اين است كه چقدر از اين گرم شدن، تقصير ما است و آيا ما واقعا مي خواهيم به اين وضع كمك كنيم؟ ( مثلا با كنترل و محدود كردن استفاده از سوخت هاي فسيلي). در يك روز سرد زمستاني ممكن است شما فكر كنيد كه چند درجه گرمتر شدن هوا به هر حال چيز بدي نسيت. اما ترديد نداشته باشيد كه گرمتر شدن هوا واقعا مي تواند اثرات وحشتناكي در محيط اطراف ما بگذارد حتي ما را مجبور كند كه از اتومبيل هايمان پياده شويم و نوع زندگيمان را محدود كنيم.
       اگر به علايمي كه زمين در برابر گرم شدن نشان مي‌دهد نگاه كنيم، خاهیم دید كه خبرهاي نامطمئني براي ما دارد. يخ ها ذوب مي شوند، رودخانه ها خشك مي شوند و سواحل تحت تاثير فرسايش شديد قرار مي گيرند. تغييرات به وسعت زياد و دور از چشمان ما اتفاق مي افتند. اما هرگز آنها را از ذهن خود دور نكنيد، چون آنها نشانه‌هاي مهمي هستند از آنچه براي ساير بخش‌هاي سياره اتفاق مي‌افتد. متاسفانه به دليل مداخله انسان در طبيعت، روند تاريخي تغييرات دما در طول زمان قابل پيش بيني نيست. طي قرنها و به خصوص سالهاي اخير، سوزاندن سوختهاي فسيلي و وارد كردن CO2  و ساير گازهايي كه بصورت تله گرمايي عمل مي كنند به اتمسفر، بيشتر و سريعتر از ميزاني بوده كه اقيانوسها و گياهان بتوانند آن را جذب كنند. اكنون ما هم به صورت عوامل زمين شناسي عمل مي كنيم كه قادريم بر فرايند تعيين آب و هوا موثر باشيم. در حال حاضر بنظر مي رسد كه ما چندين پتو روي سياره مان كشيده ايم. گرم شدن هوا در قرن اخير، به خصوص به خاطر فعاليت هاي انساني است. مدل هاي آب و هوايي از نيروهاي طبيعي نظير فوران آتشفشانها و پرتوهاي خورشيد نمي توانند تمام اين گرما را توجيه كنند.
پي آمدهاي گرم شدن جهاني:
1- ناپديد شدن يخ‌ها:
        زماني كه پارك ملي يخچالهاي مونتانا در 1910 ثبت شد، حدود 150 يخچال طبيعي در آن وجود داشت. امروزه كمتر از 30 يخچال باقيمانده است. برفهاي افسانه اي كليمانجارو از سال 1912 به ميزان 80 درصد ذوب شده اند و احتمال مي رود تا سال 2020  به كلي از بين بروند. دماي هوا ظرف 50 سال اخير بين 3 تا 4 درجه سانتي گراد افزايش يافته است. به نظر مي رسد در صد سال آينده، 4 تا
7 درجه ديگر به اين ميزان اضافه شود. يخ هاي قطب شمال هم اكنون سه هفته زودتر از سه دهه پيش شروع به ذوب شدن مي كنند. حيوانات منطقه قطبي به شدت در خطر انقراض هستند.
        ذوب شدن يخها باعث بالا رفتن سطح درياهاي آزاد مي‌شود. نتيجه به زير آب رفتن بسياري از نواحي ساحلي در سال‌هاي آينده است.
 2- عادت كردن به شرايط جديد زندگي: 
   شرايط گرم شدن جديد، باعث تغييرات تدريجي در اكوسيستم ها مي شود. بتدريج رفتارهاي جانوران، فصل گل دادن گياهان تغيير مي كنند. اما مسئله اينجا است كه بعضي تغييررفتارها كند و برخي سريع انجام مي‌پذيرد. مثلا درختان خيلي آهسته با شرايط تغيير مي كنند. در مقابل گونه هاي متحرك نظير پرندگان به سرعت تغييرمي‌كنند.
      اين تطبيق پذيري با درجه هاي مختلف، به معني تغييرات غير قابل پيش بيني اكوسيستم ها است. مثلا جنگل هاي شمالي در برابر حمله هاي حشرات، بسيار آسيب پذير هستند. پرنده هاي آوازه خوان بزرگترين عامل كنترل اين حشرات مي‌باشند. حال اگر پرندگان به شمال حركت كنند، جنگل ها مورد حمله حشرات قرار مي گيرند كه معني اش از دست رفتن جنگل هاي بيشتر است كه خودبه معني آتش سوزي بيشتر و در نتيجه گرم شدن بيشتر زمين ميشود. طي بررسي هاي انجام شده كشتار بي سابقه در تابستان سال 2003 در اروپاي مركزي، كه ناشي از گرماي هوا بود، به گازهاي گلخانه‌اي و افزايش آن مربوط مي شود و اين از جمله اتفاقاتي است كه در آينده بايد انتظار داشت كه بيشتر و بيشتر رخ دهد. تغييرات ناحيه‌اي آب و هوا ممكن است محل زندگي شما را خشك‌تر يا مرطوب تر كند و به هر حال تعادل آن را به هم بزند.
3- طوفانها و توفندها:  
هنگاهي كه آب اقيانوسها گرم مي شود، در نواحي مرطوب، نظير درياي كارائيب و سواحل چين و ژاپن، توفندها شكل مي گيرند. افزايش گرماي اتمسفر، به نوبه خود باعث افزايش دماي آب اقيانوسها مي شود و به اين ترتيب احتمال رخ دادن طوفانهاي مهيب بيشتر مي شود . محققين دانشگاه كلرادو اعلام كرده اند وقوع توفند ها در سال 2006، بسيار فعال خواهد بود و از اول ژوئن تا 30 نوامبر ، احتمال پيدايش آنها وجود دارد.
       علاوه بر توفند ها انواع توفان‌هاي مخرب،‌ به دليل ناهنجاري هاي آب و هوايي، زمين را در هم خواهند كوبيد.
 4- زندگي موجودات زنده:
       طبق بررسي هاي متعدد، روند افزايش دما تا سال 2050 بيش از يك ميليون گونه گياهي و جانوري را ازبين خواهد برد.خيلي از ما تازه متوجه مي‌شويم كه ابعاد قضيه چيست، وقتي مي شنويم 5/0درصد يا يك درصد افزايش دي اكسيد كربن، اين تفاوت جزئي واقعأ چه معني دارد و زمين را  تا چه حد به خطر مي اندازد؟ دانشمندان از همه نقاط دنيا از استراليا تا آفريقاي جنوبي، گونه هاي مختلف جانداران و تاثير آب و هوا را بر آنها بررسي كرده اند و سپس وضعيت را با مدل هاي كامپيوتري شبيه سازي نموده اند. به نظر مي رسد با نگاهي خوش بينانه تا سال 2050 ، 15 تا 35 درصد از 1103 گونه مطالعه شده در معرض انقراض واقع مي‌شوند. رشته‌هاي مرجاني، خرس‌هاي
قطبي، گياهان استوايي از جمله موجوداتي هستند كه تا چند سال آينده از ميان مي‌روند.
  
چگونه 2CO را كنترل كنيم؟  
  بزرگترين عامل مصرف CO2، عمل فتوسنتز در گياهان است. بنابراين توسعه جنگل كاري به ميزان وسيع ( جلوگيري از تخريب جنگل ها كه جاي خود دارد) از مهمترين عوامل كنترل CO2 هستند. در ضمن همزمان با اين تدبير، كاهش مصرف سوخت هاي فسيلي و كاهش سوخت زغال سنگ، هم CO2 و هم گازهاي گوگرد را كاهش مي دهند (هر چند گازهاي گوگرد، همانطور كه در آتشفشانها اتفاق مي افتد، با توليد اسيد سولفوريك در اتمسفر اثر سرد كنندگي نيز دارند) كه بايد مسئولانه پيگيري شود. دانشمندان هنوز بر مدلهاي رفتاري شيمي اتمسفر ، تحقيق مي كنند تا نتايج بهتري بدست آورند. در حال حاضر مهمترين و عملي ترين كاري كه براي به حداقل كردن  خسارتها مي توان انجام داد،كاهش بلافاصله و سريع گازهاي گلخانه ايست تا اثرات گرمايش جهاني، به حد اقل کاهش یابد.
 
* - 
بدن و خاك:
          از نظر جوزف ایوت، داستان آلودگی آب شرب منطقه نیوانگلند، بیش از پانصد میلیون سال پیش شروع شده است.محققان دانسته های زیادی درباره آلودگی آرسنیکی آبهایی که از زمین می‌جوشند در قسمت بزرگی از این ناحیه دارند، مشکلی که هزاران نفر را تحت تاثیر قرار داد.
ارسنیک حتی در مقادیر کم می تواند اثرات مخربی روی بدن داشته باشد، فرایند رشد مغزی را مختل کند و باعث سرطان و دیگر مشکلات شود. تا زمانی طولانی هیچ کس نفهمیده بود که واقعا ارسنیک از کجا وارد آب می‌شده اما در چند ساله اخیر، ایوت و همکارانش در دفتر نیوهمپشایر از سازمان زمین‌شناسی ایالات متحده، علت را در سنگهای زیر پایشان یافتند. یکی ازعلتها بستر سنگی گسترده ای است که نیم میلیون سال پیش زیر اقیانوس قدیمی تشکیل شده است. این بستر سنگی توسط یک سلسله طولانی مدت از حوادث زمین شناسی، گرم، به هم پیچیده و شکسته شده. تحمل این تغییرات بستر سنگی را پذیرای کانیهای حاوی ارسنیک نموده است. همانطور که آب باران راهش را از میان شکاف های صخره به سمت پایین ایجاد می‌کند بعضی از کانیها را در خود حل می‌کند و در شرایط معینی، ارسنیک حل شده را رها می‌کند. ایوت که هم اکنون روی نقشه‌های تفصیلی تهدیدهای ارسنیک کار می‌کند، عضو یک تشکیلات  علمی است  که به  نام  "زمین شناسی پزشکی"  شناخته می‌شود. مطالعات زمین‌شناسی ممکن است به وضوح در پزشکی نمود داشته باشند و دانشمندان در روند فزاینده‌ای رابطه‌های مهم بین این  دو را می‌یابند. از فلزات و مواد معدنی موجود در آب آشامیدنی گرفته تا غباری که در سراسر این سیاره توسط باد‌ها در ارتفاعات زیاد حمل می‌شود،تا روشهای اثر متقابل باران، خاک و آب و هوا بر گسترش یافتن بیماری لایم و نیز ویروس نیل غربی. با ابزارهای جدید در زمین‌شناسی مدرن،به خصوص تهیه نقشه با کمک رایانه این دانشمندان با مطالعه روی گرانیتها و یخچالها ، نقش جدیدی را در سلامت عمومی ایفا می‌کنند.  ایوت که یک هیدرولوژیست از سازمان زمین‌شناسی و مسئول تیم تحقیقات ارسنیک است می‌گوید: یافتن چیزهای جدید در زمینی که مال خودمان است خیلی جالب است. اما این حقیقت که ما می‌توانیم این کشفیات را انجام دهیم و نیز این یافته‌ ها را بی‌درنگ در مجموعه‌ای از روشهای وابسته و مربوط به هم استفاده کنیم شگفت انگیز است.ظاهرا زمین شناسی پزشکی موضوعی است که از دیر باز مطرح بوده. دو میلیون سال پیش، ارسطو درباره بیماری‌هایی نوشته است که مربوط به معادن سرب می‌شدند اما اکنون این علم با ابزارهای جدید زمین شناسی مثل نرم‌افزارهای پیشرفته تهیه نقشه که به نام سیستم اطلاعات جغرافیایی
GIS" " شناخته می‌شوند، رونق دوباره‌ای گرفته است.

 زمین شناسی پزشکی در خود یک رنسانس را گذرانده است. دانشمندان می‌گویند :فعالیتهای میدانی و روی زمین، در اغلب نشستهای علمی بیشتر مطرح می‌شوند.
       مجامع حرفه‌ای مثل انجمن زمین شناسی آمریکا در حال کار بیشتر هستند تا شاخه‌های آن را مشخص کنند. مجله معتبر ساینس ، اخیرا مقاله‌ای را در عناوین خود آورده است که توسط زمین‌شناسی که در سریلانکا کار می‌کند نوشته شده و نشریات زمین‌شناسی پزشکی در سراسر جهان توسعه یافته چاپ می‌شوند.بدن انسان و زمین در بسیاری از موارد پایه‌ای باهم ارتباط نزدیکی دارند.
       کانی هایی که در صخره‌ها تشکیل شده‌اند، وارد خاک می‌شوند و این توسط گیاهان اتفاق می‌افتد. سلولهای بدن انسان نیازمند عناصری مثل فسفر هستند تا متابولیسم‌هایی که ما را زنده نگه می‌دارند و نیز گستره متنوعی از وظایف دیگر را اجرا کنند. خود بدن هم مسیری است برای عناصری که اول در صخره ها و سنگ ها حبس بوده‌اند، عناصری مثل کلسیم، آهن، پتاسیم، منگنز و خیلی ‌های‌دیگر."ما چیزی هستیم که می‌خوریم" این را، ه.کاترین و . اسکینر، دانشمندی از دانشگاه ییل می‌گوید. او از اساتید شورای تحقیقات بین‌المللی برای یافتن اولویتهای ضروری و فوری در علوم زمین که مرتبط با سلامت عمومی هستند، می‌باشد. خیلی از عناصر می‌توانند در مقادیر بالا بیش از آنچه در دهه گذشته برای زندگی بحرانی تلقی می‌شدند مشکلاتی را ایجاد کنند.       
       برای مثال محققان دریافته‌اند که فلزات مثل ارسنیک، سرب و کادمیوم پس از آزاد شدن، حتی خطرناک‌تر هستند و اینکه بعضی از آنها مطابق یافته‌های دکتر هوارد هو، پروفسور پزشکی محیطی و حرفه‌ای، از مدرسه سلامت عمومی هاروارد، در ایجاد شرایط سخت و مزمن مثل فشار خون و پوکی استخوان نقش دارند. درک این مسئله که چطور این مواد با مردم ارتباط می‌یابند به این معنی که چطور به وجود آمده‌اند و چطور وارد محیط زیست شده‌اند چالشها و سوالاتی برای علم هستند.                      مثلا ایوت می‌گوید سنگهای زیادی حاوی کانیهای ارسنیک دار هستند، اما فقط در شرایط معینی این فلز آنقدر انباشته شده که به عنوان یک تهدید مطرح شود. بسیاری از بسترهای سنگی در نیوانگلند شکسته شده‌اند و همانطور که فرسایش آنها را در سطح نمایان کرده، یخچالهای سنگین از روی آنها عبور کرده‌اند و سپس عقب نشینی کرده‌اند. این شکافها مسیر های باریکی را برای آب ایجاد می‌کنند که می‌تواند ارسنیک را از آنها بیرون بکشد، اما به عقیده ایوت آب برای حل کردن و نگه‌داشتن ارسنیک در خود لازم است قلیایی باشد و اکسیژن کمی داشته باشد. این بستگی به واکنشهای شیمیایی در آب باران فرورونده دارد که در مسیرش از خاک سطحی تا سطوح عمیق زیرین انجام می‌شود. در حالی که تیم او به درک بهتر این فرایند مشغول بودند، یافته‌های آنان و تهیه نقشه‌هایی از تهدید ارسنیک در اطراف منطقه ، خطر بزرگتری را به آنها اعلام کرد.این تیم هم اکنون روی نقشه دقیق‌تری کار می‌کند و نیز با انستیتو ملی سرطان در مطالعاتی در مورد سرطان مثانه در شمال شرق همکاری می‌کند. ایوت امیدوار است بتواند پیش‌بینی کند چه مقدار ارسنیک در آبهایی که از زمین می‌آیند هست، تا اپیدمیولوژیست ها بتوانند ببینند آیا رابطه‌ای بین آن و سرطان هست یا نه؟ تهیه نقشه از موارد مختلف زمین‌شناسی همچنین می‌تواند اسلحه‌ای کلیدی در مقابل بیماری‌های واگیر که توسط حیوانات منتقل می‌شوند باشد. نوعی بیماری که باعث درد مفاصل، خستگی و ناهنجاری‌های قلبی و عصبی می‌شود توسط گونه‌ای کنه آهوی کوهی منتقل شده و به انسان سرایت می‌کند (بیماری لایم).  
        سرانجام این حیوان و به دنبالش گستره این بیماری به طور معنا‌داری به شرایط محیط گره خورده است. این را جوزف.ای.بانل، یک بیولوژیست محقق سلامت عمومی از USGS می‌گوید.در مطالعه‌ای که دو سال پیش منتشر شد، بانل و دیگر دانشمندان کنه‌ها را از 320 محل در پنج ناحیه آتلانتیک میانی جمع آوری کردند و میزان آلودگی آنها را تعیین کردند. آنها دریافتند که تعداد کنه آهو با عوامل مختلفی مثل نوع خاک و ارتفاع محل ارتباط دارد. درتحقیقی دیگر که سال گذشته منتشر شد، بانل، تعداد موارد بیماری لایم انسانی را با مقدار بارانی که در آخرین بهار و تابستان گذشته آمده بود مرتبط دانست. بانل امیدوار است سیستمی را بنا کند که با صحت بیشتری ، تهدید بیماری لایم را شهر به شهر نشان دهد و در نتیجه موارد ابتلا را کاهش دهد و این سیستم همزمان می‌تواند برای مطالعات در مورد بیماریهایی که با انواع موجودات زنده سراسر جهان جابه‌جا می‌شوند از پشه‌ها گرفته تا خفاش‌ها، استفاده شود.
در جهانی گسترده و با ارتباطات نامحدود، زمین‌شناسی پزشکی حتی بیشتر نمود دارد. یک دلیل ساده آن ارتباط بسیار نزدیک مردم با محیطشان است، این را چاندرا دیسنیاک، پروفسور ارشد زمین‌شناسی دانشگاه پرادنیا در سریلانکا می‌گوید. او اخیرا مقاله‌ای را در مجله ساینس نوشته است که در آن خرابی دندان‌ها و استخوانها را در مقادیر بالای فلوئور در آب طبیعی بررسی کرده است (مقدار فلوئور بسیار بیش از آن است که بتوان گفت عمدا وارد منابع آبی شده است). او هم اکنون در مورد بیماریهای کلیه در سریلانکا تحقیق می‌کند و گمان دارد رابطه‌ای بین آن و مقدار فلورید و دیگر مواد در آب آشامیدنی وجود دارد. مشکلات در هر جای جهان باشند می‌توانند به سایر مناطق منتقل شوند. غبارها توسط طوفان‌های ناحیه خشک شمال آفریقا عرض اقیانوس اطلس را می‌گذرانند،  کیفیت هوا را تحت تاثیر قرار می‌دهند و بالقوه حاوی باکتری هستند. محققان دیگری دریافته‌اند که منبع اولیه آلودگی در دریاچه دهانه آتشفشان پارک ملی اورگان، غبارهایی از آسیا هستند که از اقیانوس اطلس گذشته‌اند. مطابق گفته کوین د.پری، دانشمند متئورولوژی در دانشگاه یوتا، بادهای مشابهی نیز آلودگی را از آمریکای شمالی به اروپا می‌برند و آلودگی اروپا را به آسیا می‌رسانند. پروفسور پری می‌گوید: ما همه ماهیانی هستیم که در یک آب شنا می‌کنیم!
 
منابع:
 1-http://www.gsinet.ir/fa/home.htm/